همه ما به عنوان والدین دوست داریم به کودکان بگوییم که دروغ گفتن کار بدی است و دروغگو دشمن خداست، اما خیلی از والدین هم همواره در حال دروغ گفتن به بچه ها هستند. از این نکته که بگذریم بیایید دریابیم چرا بچه ها دروغ می گویند و از چه زمانی آگاهانه و به عمد دروغ می گویند.
در این چگونه میخواهیم بدانیم مرز دروغ گویی بچه ها کجاست و عکس العمل والدین درباره دروغ گویی بچه ها باید چگونه باشد؟

۱

خوب است بدانید که پژوهش ها نشان داده دروغگویی بچه ها نشانه رشد سریع مغزی آن هاست و آن ها به عنوان افراد بزرگسال می توانند بسیار موفق باشند. در فرآیند دروغ گفتن، مغز به پردازش اطلاعات نیاز دارد و قسمتی از مغز که مسئول تفکر است به شدت درگیر می شود.

۲

حدود ۲۰ درصد کودکان ۲ ساله، حدود ۵۰ درصد ۳ ساله ها و نزدیک به ۹۰ درصد ۴ ساله ها دروغ می گویند. اوج این ویژگی در ۱۲ سالگی است که تقریبا تمام بچه ها در آن به دروغ گویی مشغول می  شوند. تا سن ۱۶ سالگی تمایل به دروغ گفتن کمتر می شود و فقط ۷۰ درصد ۱۶ ساله ها دروغ می گویند.

۳

دروغ گفتن در کودکان در بسیاری از موارد اشکالی ندارد و نباید با واکنش تند والدین رو به رو شوند زیرا کودکان اغلب راست را از دروغ تشخیص نمی دهند و فقط تصورات خود را به زبان می آورند. به طور کلی اغلب ما در بعضی مواقع دروغ می گوییم یعنی واقعیت را دست کاری می کنیم و اغلب والدین عادت دارند در مقابل یک دروغ، سریع جبهه گیری  کنند و از مضرات دروغ برای کودک خود حرف بزنند، غافل از این که کودکان همیشه سعی می کنند کاری را انجام دهند یا حرفی را بزنند که والدین خوشحال شوند. آن ها نتیجه می گیرند که هر کاری که والدین را خوشحال کند، خوب است و هر چه  آن ها را ناراحت کند، بد است. در نتیجه برای این که والدین خود را ناراحت یا عصبانی نکنند به دروغ و خلاف واقعیت رو می آورند.

۴

کودکان در سنین پیش از دبستان قادر نیستند بین واقعیت و تخیل فرق بگذارند و آن ها را ارزیابی کنند. این سن، سن دوستان خیالی، غول های شاخ دار و طبیعت سخنگوست. حرف های آن ها می تواند بیشتر شبیه یک بازی باشد. اغلب بچه ها قوه تخیل بسیار قوی دارند و توجیه کردن آن ها برای کنار گذاشتن تخیلاتشان کار غلطی است. دروغ گویی در این سن به معنای داشتن مشکل شخصیتی نیست و والدین نباید از واژه هایی مثل «تو دروغ می گویی» یا «دروغ نگو»! استفاده کنند. در عوض باید سعی کنند مفهوم حقیقت را برای او روشن کنند. این مفهوم در یک بازی کاملا قابل انتقال است. از جمله بازی با ماسک، اگر کودک از یک صورتک وحشتناک می ترسد می توان به او گفت که این صورتک غیرواقعی و دروغ است تا به این ترتیب او پی به مفهوم واقعیت و دروغ ببرد.
اولین قدم ها درباره این مفاهیم در این سن با همین بازی ها برداشته می شود و علاوه بر این او از خانواده و مدل برقراری ارتباط والدین با اطرافیان الگوبرداری می کند.

۵

در دوران نوجوانی نیز رشد شناختی به حدی می رسد که نوجوان آزادانه انتخاب می کند چه چیزهایی را بگوید و چه چیزهایی را نگوید. در این دوران رازداری به معنای دروغ گویی نیست بلکه نشانه بلوغ فکری است، در واقع نوجوانانی که هر چیز را از سیر تا پیاز برای والدین خود در این سن تعریف می کنند به بلوغ فکری کامل نرسیده اند. در مقابل صداقت نداشتن نوجوان به صورت مکرر، والدین فقط باید ناخشنودی خود را ابراز کنند و از نشان دادن هر گونه عکس العمل تند و خشن به طور جدی پرهیز کنند زیرا نتیجه عکس می دهد. پس از ابراز ناخشنودی، اولین کار این است که الگوی مناسبی باشید و همواره با صداقت کامل با فرزند خود رفتار کنید.

۶

عوامل و انگیزه های دروغ
ترس از مجازات
طفل و حتی فرد بزرگسال دروغ می گوید از آن بابت که از مجازات می ترسد و اگر راست بگوید از مکافات امری که مرتکب شده ایمنی ندارد. بررسی های علمی نشان می دهند که بیش از ۷۰% دروغهای کودکان به این علت و دلیل است، شما اطمینان دهید او را تنبیه نخواهید کرد تا به شما راست بگوید.

۷

احساس فشار
کودک اصرار دارد امری را که مرتکب شده از نظر شما مخفی باشد و شما در ضمنِ سؤالات بسیار، به بازجویی او می پردازید. پیداست که او برای حفظ شخصیت خود همچنان به دفاع و انکار خواهد پرداخت.

۸

ضعف و عجز
در مواردی دیده می شود که والدین و مربیان تکالیف شاقی را بر فرزند تحمیل کرده اند و او قدرت انجام آن تکالیف را ندارد. بدین نظر به دروغ می گوید که وقت ندارد،‌ از این کار سر در نمی آورد و آن را بلد نیست، خود را به ناخوشی میزند که بیمارم و … .
این ضعف و عجز در مواردی می تواند به صورت عکس قضیه یعنی لاف زدن و گزافه گوئی در آید تا از این طریق ضعف خود را در انظار دیگران جبران و ترمیم نماید.

۹

حسادت و رقابت
منشاء ‌برخی از دروغهای کودکان حسادت و یا رقابت است. او می بیند که برادر یا خواهر کوچکش با شیرین زبانی های خود نظر پدر و مادر را جلب کرده و محبت آنها را به صورت انحصاری در گرو خود در آورده است. او از طریق رقابت که در حقیقت منشائی جز حسادت ندارد می خواهد جای پایی برای خود ایجاد کند و چون قدرت انجام عمل و رقابت را ندارد تن به دروغ می دهد. زمانی هم دیده می شود که طفل خردسال را اذیت کرده و به گریه اش می اندازد و بعد منکر قضیه می شود.

۱۰

جلب نظرها
گاهی شما به عنوان پدر یا مادر در میان جمعی از دوستان خود نشسته و سرگرم بحث و گفتگو هستید و کودکی را که در میان جمع شماست فراموش کرده و یا او را به حساب نمی آورید. ناگهان می بینید که کودک با بیان مسئله ای که واقعیت ندارد لب به سخن می گشاید و امری را با زرق و برق و با جلوه ای خاص بیان می کند، تا توجه تان رابه سوی خود معطوف دارد.

۱۱

کسب منافع
شما به فرزندتان اعلام می کنید که اگر در امتحانات آخر سال بتواند رتبه اول شود و یا در فلان درس فلان نمره را بیاورد برایش فلان اسباب بازی را که بسیار مورد علاقه اوست تهیه خواهید کرد. حال وضع او را در نظر آورید که به فلان رتبه و نمره دست پیدا نکرده است. ولی به آن اسباب بازی علاقه مند است. طبیعی است که با گفتن دروغ و به کار گرفتن راه خطا و نادرستی بخواهد خود را به آن منفعت برساند.

۱۲

خودنمائی و غرور
آدمی برای این که در میان جمع خود را دست کم نگیرد و نشان دهد که او هم کسی است به دروغ از شخصیت خود، از اهمیت خانواده و وضع خود صحبت می کند.

۱۳

پوشاندن لغزش
کودک نیز چون دیگران دارای حب ذات است. خودش را دوست دارد و شخصیت او در نزدش عزیز است. او ممکن است در مواردی دچار لغزش و خطا شده باشد و می داند که در این امر مورد طعنه و سرزنش دیگران قرار واهد گرفت و شخصیت او به خطر خواهد افتاد. به همین دلیل برای پوشاندن گناه و رهایی از خطر سرزنش و تمسخر تن به دروغ می دهد و آماده می گردد که بر خلاف واقعیت حرف بزند. البته اگر او می دانست که لغزش و خطای او بخشیده می شود تن به دروغ نمی داد.

۱۴

آرزو و امید
دروغ کودک در مواردی می تواند نشان دهنده امید و آرزوی او در وصول به هدفی و مقصدی باشد. او آرزو دارد که از فلان جوی بپرد و عبور کند پس همان آرزو را به صورت تحقق یافته ی آن مطرح می سازد.

۱۵

انتقام گیری
در مواردی دروغگویی نوعی انتقام گیری است و او می خواهد با زحمت انداختن پدر و مادر که آزارش رسانده اند ، ‌با سوزاندن دلِ آنها که روزی دل او را سوزانده اند انتقام بگیرد . آنها معمولاً با گفتن دروغی پدر و مادر خود را مضطرب می سازند، ‌و حتی در مواردی سعی دارند آبروی آنها را ببرند . از آن بابت که روزی آنها آبروی او را نزد دوستش برده اند. این گونه رفتار در کودکانی که ظرفیت روحی مناسبی ندارند و اغلب احساس مظلومیت و ضعف وحقارت می کنند بیشتر دیده می شود. آنها اعمال این روش را برای خود نوعی دفاع و مقابله می پندارند.

۱۶

بازی کودکانه
کودک است و بازی،‌ تمایل به لذت بازی او را وامی دارد که در مواردی با دروغ های خود دیگران را هم بازی دهد.

۱۷

تخیل کودکانه
این از مسائل مهم و از نکات اساسی روانشناسی کودک است که طفل در موارد بسیاری بین واقعیت و تخیل فرق نمی گذارد. چه بسیارند مسائلی که او در ذهن آن را تخیّل و تصویر می کند و بعد همان را به عنوان یک واقعیت مطرح می سازد. این امر در کودکانی که کمتر از پنج سال دارند به فراوانی دیده می شود و والدین ناآگاه به جای تفهیم کودک او را به باد مسخره و سرزنش می گیرند و متهمش می سازند که دروغ گفته است. دروغ او به واقع دروغ نیست. نوعی تصور و خیال است و گاهی هم نتیجه داستان روز قبل مادر و یا رؤیای شب قبل اوست . به خصوص که او از بیان واقع دررؤیا و تفاوت گذاری بین این دو عاجز است.

۱۸

ناشیگری در تربیت
بررسی ها نشان داده اند والدینی که توانسته اند محیط خانه را محیطی پر از صدق و صفا سازند و ضوابط اخلاقی را در خانه رعایت کرده و هشیار باشند فرزندانشان صادق و راستگو بار خواهند آمد.

۱۹

چگونه کودکان دروغگو می شوند
الگوی غلط
چشم و گوش کودک دریچه هایی از او به سوی جهان خارج هستند. آنها نگاه می کنند شما چه می گویید و چه می کنید. شما ممکن است دائماً فرزندان خود را نصیحت کنید که راست بگویند ولی عمل شما خلاف آن باشد. فراموش نکنید طفل آنچه را که از شما دیده و شنیده است میآموزد یا در اجتماع امروز یا فردای خود آن را پیاده می کند . همه ی رفتار و گفتار شما سرمشق اوست و به او سرایت خواهد کرد.

۲۰

تشویق غلط
گاهی کودکی را می بینیم که به علت شیرین زبانی دوران خردسالی دروغی را که مثلاً از کسی یاد گرفته با زبان کودکانه اش در حضور پدر و مادر می گوید و آنها بدون توجه به عواقب آن شروع به تشویق و بوسیدن او می کنند. طفل بی خبر از همه ی مسائل، از این پذیرش شاد شده و به ادامه راهش خواهد پرداخت و روز بعد برای این که محبت بیشتری ببیند دروغ بزرگتری را خواهد گفت و این امر به تدریج در او به صورت عادت در می آید.

۲۱

آزمودن والدین
گاهی کودکان دروغی را می گویند تا در سایه آن بتوانند پدر و مادر را آزمایش کرده و موضع آنها را در برابر این امر دریابند. می دانید فرزندان ما به علت ناآگاهی و بی تجربگی در دنیایی از معماها و چراها قرار می گیرند و نمی دانند در برابر آنها چه موضعی اتخاذ کنند. سخنی را به دروغ می گویند و منتظر می مانند که عکس العمل آنها را ببینند. اگر عکس العمل منفی بود می گویند شوخی کردم و دروغ بود، اگر مثبت بود به ادامه آن راه می پردازند. براین اساس این دروغ برای کشف است نه مسئله ای دیگر .

.

نکات و هشدارها

ساده ترین راه برای پرهیز کودکان از دروغ  گویی، تشویق آن ها به هنگام راست گویی است. عکس العمل والدین در قبال راست  گویی بسیار مهم است و والدینی که راست گویی کودک را نادیده می گیرند در واقع به او جفا می کنند.

منابع

تبیان

تک بانو

به این مطلب چه نمره‌ای می‌دهید؟

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]


به اشتراک گذاری

درباره نویسنده

شما هم نظر دهید