اگر بزرگسالانی خلاق و با قوه تخیل می خواهیم، باید از سال های اولیه زندگی آن ها، برای این کار برنامه ریزی کنیم. کودکان را برای زندگی تربیت می کنیم و هر خصوصیتی را که دراین سن در آنان تشویق کنیم با آنان میماند.
اگر خلاقیت و قوه تخیل آنان را تشویق نکنیم، کودکان به بزرگسالانی خلاق تبدیل نمی شوند.
در این چگونه راههایی برای تقویت خلاقیت کودکان پیشنهاد کردیم.

۱

خلاقیت یعنی برقراری ارتباط بین آن چیزهایی که قبلاً ارتباطی به هم نداشت؛ این خصوصیت به نحوی معنادار در همه سنین و مراحل رشد دیده می شود. فرآیند خلاق دربرگیرنده انتخاب، استدلال و تفکر عمیق است و مستلزم خلاصه کردن اطلاعیه ادراکی و تغییر و تبدیل آن به شکلی تازه است.

۲

آدم های خلاق منفعل نیستند. هر چند که ما برای خلاقیت ارزش قایلیم و می خواهیم آن را تشویق کنیم، ولی ممکن است بعضی ها کودکان خلاق را مزاحم بدانند زیرا زیاد سوال می کنند و می خواهند به جای پذیرش دیدگاه بزرگسالان اطرافشان، امکانات دیگر را بررسی کنند.

۳

ویژگی های خلاقیت در کودکان خردسال
از آنجا که مهارتهای کلامی کودک شما هنوز چندان پیشرفت نکرده اند، به سختی می توان فهمید که او دقیقا به چه چیزی فکر می کند. اما شما می توانید نشانه های تخیل او را در تقلید کردن های او از آنچه که در اطرافش می بیند، تشخیص دهید؛ این رفتار عموما بین هجده تا بیست ماهگی شکل می گیرد. کودک شما ممکن است دقیقا کارهایی را که شما انجام می دهید تقلید کند؛ برنامه روزانه ای را که برای او ریخته اید، بر روی عروسکهایش پیاده کند، به آنها غذا بدهد یا آنها را بخواباند.
تعریفی که از خلاقیت و تخیل آورده­ ایم بر کشف تازه و بر ارتباط دادن بین آن چیزهایی که قبلاً با هم ارتباط نداشتند و بر توانایی درونی کردن ادراکات با توسل به تخیل تاکید دارد، اما چگونه می توانیم این تعاریف را به کودکان خردسال ربط دهیم؟
غالباً چیزهایی که آن ها کشف می کنند تازه نیستند و مدت ها آدم های دیگری کشف­شان کرده اند ولی این کشفیات برای کودک تازگی دارد. خلاقیت در کودکان یعنی اولین باری که ارتباطی را که قبلاً کشف نکرده بوده­ اند، کشف کنند.

۴

آنریزگ و یالونگو (۱۹۹۳) در تعریف خلاقیت در سالهای اولیه کودکی راه های زیر را پیشنهاد می کند.

کودکان خلاقند در صورتی که
– کاوش کنند و بیازمایند.
– مدت طولانی بر روی یک تکلیف تمرکز کنند.
– به آشفتگی نظم بدهند و با پدیده ای قدیمی و آشنا کار تازه­ ای کنند.
– با تکرار، چیز تازه ای بیافرینند.
برای تربیت تخیل و خلاقیت در کودکان باید مطمئن شویم که کودکان به تجارب گسترده ­ای دسترسی دارند تا از طریق آن بتوانند خلاقیت و تخیل خود را رشد دهند. یکی از راه­های گسترده ­تر کردن تجارب کودکان، استفاده از محیط اجتماعی است. محیط اجتماعی بخشی از تجربه هر روزه کودکان است که والدین و مربیان می توانند از این محیط برای افزودن به غنای تجربیات کودک استفاده کنند.

۵

مواردی که والدین و مربیان می توانند برای پرورش خلاقیت و تخیل کودکان در محیط اجتماعی بدان توجه داشته باشند:
– درباره جنبه­ های مختلف محیط اجتماعی و امکاناتی که برای خلاقیت و تخیل ایجاد می کنند فکر کنید.
– ممکن است با بچه ها به پارک یا بیرون شهر بروید. در هر حال مطمئن شوید که کودکان دقت کافی برای مشاهده، تبادل نظر و ثبت محیطی که به دیدن آن رفته اند دارند.
– اگر به محل های کار می روید مثل مغازه یا ایستگاه آتش نشانی ابتدا با افرادی که در آن جا کار می کنند حرف بزنند و مطمئن شوید که آن ها از این که شما به آنجا می روید رضایت دارند.
– با افرادی که در منطقه شما می توانند شما را از وقایعی مثل جشن ها مطلع کنند در تماس باشید تا کودکان بتوانند از قبل خودشان را آماده کنند.
– درباره لوازمی که کودکان ممکن است به آن نیاز داشته باشد فکر کنید، برای مثال یک ذره بین برای دیدن جزئیات گیاهان و سطوح
– توانایی بالقوه چیزهای آشنا را نادیده نگیرید، نگاه کردن به ساختمان هایی که کودکان در آن هستند از دیدگاهی خلاقانه و پر تخیل، چشم کودکان را باز می کند.
کودکان می توانند مواد مختلفی را که به کار می برند شناسایی کنند و تصمیم بگیرند که چرا مواد خاصی برای مقصود خاصی به کار می رود. آنان می توانند عناصر هنری، طرح­ ها، شکل­ ها و رنگ­ ها را ببینند و دریابند چگونه آنها تک تک و با هم به کار می رود. آن ها می توانند کیفیت زیبایی شناختی ساختمان را ارزیابی کنند. چه احساسی به آن ها دست می دهد؟ چه حوزه هایی را بیشتر دوست دارند و چرا و چگونه چیزها را تغییر می دهند؟

۶

مغز کودک شما در زمان تولد، حدودا صد میلیارد سلول داشت. این مطلب به خودی خود شگفت انگیز و جالب توجه است، اما آنچه در مغز او در این دوران اتفاق می افتد، شگفت انگیزتر است. هر کدام از آن سلولها در حال ارسال و دریافت سیگنالهای الکتریکی است و همچنین این سلولها با یکدیگر پیوندهایی ایجاد می کنند که با تکرار و تمرین، نهایتا منجر به تشکیل شبکه هایی از سلولهای عصبی خواهد شد. این شبکه ها، که معمولا مدارهای عصبی نامیده می شوند، امکان فکر کردن و یادگیری را برای کودک فراهم می سازند. هنگامی که سه سال از تولد او بگذرد، هزار هزار میلیارد پیوند عصبی در مغز او تشکیل شده است.

۷

اکنون، مغز کودک شما در حال ایجاد مسیرهای عصبی است که در تمام طول عمر او مورد استفاده قرار خواهند گرفت. هر کدام از این پیوندها و مسیرها که مرتب مورد استفاده قرار گیرد به یک پیوند یا مسیر دائمی تبدیل می شود، در حالی که اگر برخی از این پیوندها مرتب مورد استفاده قرار نگیرند، ممکن است از بین بروند. به همین دلیل، متخصصین بر اهمیت سه سال اول زندگی، بسیار تاکید می کنند: هر کاری که شما به همراه کودک خود انجام دهید، از بازی کردن تا خوردن و راه رفتن و کتاب یا شعر و آواز خواندن، به مغز او کمک می کند تا فعالیت بیشتری انجام دهد.

۸

هرگاه کودک خود را در برابر تصاویر، صداها و حسهای جدید قرار دهید، در واقع مغز او را در برابر دنیایی بزرگتر و هیجان انگیزتر قرار داده اید. هنگامی که تخیل خود را به همراه او به کار بگیرید؛ مثلا بگویید: «نگاه کن! من یک ببر هستم توی یک جنگل بزرگ!» یا «فرض کن می خواهیم به خانه مادربزرگ برویم»، در واقع مغز او را وادار می کنید تا پیوندها و مسیرهایی تشکیل دهد که به ایجاد خلاقیت و تخیل در او منجر خواهد شد.

۹

رویاپردازی پیرامون موقعیتهای تخیلی، نحوه تفکر خلاقانه را به کودک شما آموزش می دهد و می تواند یک ابزار بسیار مفید در فرآیند حل مساله توسط کودک باشد. مطالعات نشان می دهد افرادی که در زمان خردسالی از تخیل قوی برخوردار هستند، معمولا این قابلیت را در بزرگسالی نیز حفظ می کنند و در نتیجه، نتایج بهتری در فرآیندهای حل مسائل به دست می آورند. آزمایشهای بعدی در طول زندگی افرادی که در کودکی تخیل قوی تری داشتند مشخص کردند که این افراد هنگام برخورد با چالشها یا مشکلات غیرمترقبه (مثلا جا گذاشتن کتابی که برای مدرسه لازم دارند) می توانند از منابع و گزینه های بیشتری برای پیدا کردن راه حل مناسب استفاده کنند.

۱۰

اعتماد به نفس
کودکان کنترل خیلی کمی بر زندگی خود دارند. تصور خود به عنوان یک سازنده آسمان خراش یا قهرمانی که از سیاره ما دفاع می کند به هر کودکی قدرت می بخشد. در نتیجه کودک از توانایی­ هایش آگاه می شود و استعدادهایش شکوفا می شود.

۱۱

رشد عقلانی سریعتر
بهره گیری از قوه تخیل در واقع آغازگر افکار انتزاعی است. کودکانی که می توانند قصر پادشاه را در یک تپه شنی ببینند یا شام خوشمزه­ای را در یک ساندویچ تصور کنند در واقع در حال پرورش تفکر سمبولیک هستند. این مهارت در مدرسه از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا در این مقطع است که کودکان باید اعداد را که سمبول گروهی از موضوعات هستند و حروف را که سمبول اصوات هستند و… فرا بگیرند.

۱۲

غلبه بر ترس­ها­
بازی به کودکان کمک می کند که بر ترس­ها و نگرانی­هایشان غلبه کنند. با بازی در نقش یک هیولای بزرگ و وحشتناک که زیر تخت قایم شده، کودک کنترل بر او را در خود احساس می کند و آن هیولا دیگر در نظرش آنقدرها بد و بزرگ نمی آید. همچنین بازی های تخیلی به کودک کمک می کند که احساسات درهم و برهم و کلافه کننده­ ی درون خود مثل احساس خشم نسبت به والدین، یا حسادت نسبت به خواهر یا برادر جدیدش را خالی کند.

۱۳

کتاب
تخیل قوی در کودک می تواند بسیار بیشتر از آنچه شما فکر می کنید، در مسیر زندگی به او کمک کند.
معمولا دامنه لغات کودکانی که به بازیهای تخیلی علاقه نشان داده یا به داستانها و کتابهایی که دیگران برایشان می خوانند گوش می دهند، بسیار وسیع­تر و بهتر است. البته شما ممکن است نتایج چشمگیر این مطلب را سال آینده ببینید، هنگامی که تعداد لغات مورد استفاده کودک شما جهشی ناگهانی پیدا خواهد کرد؛ اما سنگ بنای این پیشرفت چشمگیر را باید در این دوره بریزید.
کتاب خواندن برای کودک، یکی از بهترین راههایی است که می تواند مغز او را به خوبی تغذیه کند. کتابهایی را انتخاب کنید که عکسهای رنگی و بزرگ به تعداد زیاد داشته باشند و از این فرصت (تا زمانی که هنوز کودک شما خواندن را یاد نگرفته و اصرار نمی کند که دقیقا متن کتاب را برای او بخوانید) استفاده کنید؛ چون می توانید هر داستانی که دوست دارید برای او سر هم کنید! عکس چیزهای مختلف، از سوسک گرفته تا فرفره را به او نشان بدهید؛ صدای حیوانات یا وسائل مختلفی را که در داستان به آنها اشاره شده، برای او در بیاورید؛ صداهای خاصی را برای شخصیتهایی که در داستان هستند، ابداع کنید؛ و درباره اینکه چه اتفاقاتی برای آدمها یا حیوانات کتاب داستان افتاده یا ممکن است بیفتد، صحبت کنید.

۱۴

داستانهای جدید
می توانید از خودتان یک داستان بسازید و برای کودک بگویید؛ این کار به اندازه خواندن یک کتاب داستان می تواند برای او مفید باشد. همچنین اگر بتوانید از خود او به عنوان شخصیت اصلی داستان استفاده کنید، به کودک کمک خواهد کرد تا درک و احساسش را پیرامون خودش به عنوان یک موجود مستقل، پرورش دهد. البته او هم به زودی قادر خواهد بود که از خودش داستان بسازد و برای شما بگوید.

۱۵

موسیقی
هر چند سن کودک شما اجازه نمی دهد که بتوانید از کلاسهای منظم موسیقی برای او استفاده کنید، اما می توانید دنیای او را پُر از موسیقی کنید. با همدیگر به موسیقی های مختلف گوش بدهید و او را تشویق کنید که با آواز خواندن و یا نواختن موزیک به کمک پیانوی اسباب بازی یا وسایل خانگی دیگر، شما را همراهی کند.

۱۶

نمایش
“نقش بازی کردن” و “وانمود کردن” این امکان را برای کودک فراهم می کنند تا آن کسی باشد که دوست دارد. احساسات منفی اش را کشف و بررسی کند، چیزهایی را که تا کنون یاد گرفته تمرین کند و اوضاع را به آن صورتی که دوست دارد در بیاورد. داستانهایی که مثلا در آن سه بره باهوش، جلوی گرگ بد را می گیرند، یا بازیهای تخیلی که در آنها عروسکش را به زور به حمام می برد، این حس را به او منتقل می کنند که او حتی در شرایط ناآشنا یا ترسناک نیز می تواند کنترل اوضاع را به دست گیرد.
کودکان از تبدیل وقایع روزمره و یا تخیلاتشان به نمایشهای جالب و بازی کردن در این نمایشها، چیزهای زیادی می آموزند. هنگامی که کودک شما یک نمایشنامه ساده را طراحی می کند، افراد و شخصیتها را درون آن می چیند و نهایتا در این نمایش کوچک بازی می کند، مهارتهای کلامی و اجتماعی او افزایش می یابند. او با بازی کردن دوباره یا چند باره نمایشهایی که موضوع غم، شادی، ترس یا امنیت را در خود دارند، بر روی احساسات و عواطف خود تمرین می کند. هنگامی که او خود را به عنوان یک پدر، دکتر و یا معلم تصور می کند، همانند او فکر و احساس قدرت کرده و همچنین مسوول بودن را تمرین می کند.
همان طور که بازی های بچه گانه نشان می دهد، کودکان روابط خانوادگی، دوستانه و همکاری را به نمایش می گذارند و چیزهای بیشتری در مورد اعمال متقابل مردم به یکدیگر می آموزند. در خاله بازی، آن ها چیزهای بیشتری در مورد احساس والدین نسبت به فرزندان­شان یاد می گیرند. بازی های تخیلی، باعث می شود که حس همدلی آن ها نسبت به دیگران شکوفا شود. اگر کودکان بتوانند احساس جا ماندن از یک بازی یا از دست دادن یک حیوان را تصور کنند، بهتر می توانند به افراد نیازمند کمک کنند و اشتیاق بیشتری برای بازی عاقلانه، سهیم کردن و همکاری خواهند داشت.

۱۷

لوازم نمایش
تقریبا هر چیزی می تواند در یک نمایشنامه تخیلی مورد استفاده قرار گیرد و البته برای کودکان، هر چقدر این وسایل ساده تر باشند، بهتر هستند. یک جعبه مقوایی می تواند ماشین، کشتی یا قطاری باشد که کودک با آن به این سو و آن سو برود و یک حوله حمام هم می تواند نقش لباس سوپرمن را بازی کند. از آنجا که بخش عمده ای از این نمایشهای تخیلی در ذهن و مغز کودک اتفاق می افتد، او به لباسهای پر زرق و برق و مفصل (مثلا لباسهای شخصیتهای کارتونی) چندان نیاز ندارد.
اگر یک جعبه یا چمدان برای کودک خود آماده کنید تا ابزار و وسایل نمایشهای تخیلی اش را درون آن بگذارد، این بازی برای او هیجان انگیزتر خواهد شد. اگر هر از چند گاهی، وقتی کودک شما متوجه نیست، چیزهای جدیدی داخل جعبه بگذارید می توانید او را شگفت زده کنید: «بذار ببینیم امروز چی توی جعبه است؟».

۱۸

تماشای تلویزیون
در مورد تماشای تلویزیون، بهتر است میانه روی را پیش بگیرید. متخصصین توصیه می کنند که کودکان زیر دو سال نباید تلویزیون ببینند، اما برخی از والدین نهایتا مجبور می شوند به کودکان اجازه دهند که مدت کوتاهی را به تماشای تلویزیون بگذرانند. هنگامی که کودک برنامه های تلویزیون را تماشا می کند، سعی کنید که بیش از ده تا پانزده دقیقه به طور مداوم پای تلویزیون ننشیند. شاید دچار این وسوسه شده باشید که از تلویزیون به عنوان پرستار مجانی برای کودک خود استفاده کنید، چون هنگامی که او تلویزیون می بیند، دردسر درست نمی کند، معمولا به کارهای خطرناک نیز نمی پردازد و شما می توانید به کارهای خودتان برسید؛ اما از این کار به شدت خودداری کنید. در عوض، هر وقت او می خواهد تلویزیون ببیند، با او به تماشای تلویزیون بنشینید؛ برای او سوالاتی را مطرح کنید؛ در مورد آنچه در نمایش یا فیلم گفته می شود با هم صحبت کنید؛ و سعی کنید پاسخ و واکنش او را به این موارد، بفهمید.

۱۹

با خیال پردازی های کودکتان زندگی کنید.
محدودیت ها
تعریف و اجرای برخی قوانین (به عنوان مثال اینکه اجازه ندارد با شمشیر اسباب بازی اش، کسی را بزند) جهت دستیابی به شادی و خوشحالی پایدار برای خود و کودکتان، ضروری است. اما هر وقت که می توانید اجازه دهید کودکتان با تخیلاتش زندگی کند. ممکن است کودک شما از میز ناهارخوری به عنوان کلبه اسکیموها استفاده کند! در نتیجه شما می توانید شام یا ناهار را روی زمین و در اطاق نشیمن صرف کنید.

۲۰

دوست خیالی
برخی از مربیان و اکثر والدین که آگاهی چندانی در زمینه فرایند رشد و تریت کودک ندارند، تصورشان بر این است که هنگامی که کودک از موجودات خیالی صحبت می کند یا داستانهای غیر واقعی را توصیف می نماید، خیالاتی شده، در نتیجه، این امر را به عنوان اختلال و نابسامانی روانی تلقی نموده و نگران وضعیت کودک می شوند، در حالی که این امر، به هیچ وجه درست نیست، زیرا قوه تخیل، مهمترین توانایی ذهنی انسان و یکی از وجوه مهم تمایز انسان و حیوان است که نیاز جدی به تربیت آن وجود دارد.

متخصصان بر این باورند که داشتن یک دوست خیالی، نشانه­ ی خلاق و اجتماعی بودن کودکی است که راهی را برای غلبه بر ترسها و نگرانی­ هایش پیدا کرده است. برخی مطالعات نشان می دهند که تقریبا نیمی از کودکان در دوره ­ای از زندگی­شان، یک دوست خیالی داشته­ اند.

اگر کودک شما یک اشتباه انجام داد و پس از آن دوست خیالی­ اش را مقصر دانست و سرزنش کرد، شما باید با وارد شدن به این صحنه، سعی کنید حقیقت را به او نشان بدهید. البته نباید او را به دروغگویی متهم کنید، بلکه آن رفتار یا عمل را مورد توجه قرار دهید. کودک خود و دوست تخیلی اش را وادار کنید تا آن اشتباه را جبران کنند (مثلا آشغالها را از روی زمین جمع کنند، یا عذر خواهی کنند، یا هر چیز دیگر) و برای او روشن کنید که آن عمل یا رفتار، به هیچ وجه قابل قبول نیست.

۲۱

کارهای عجیب و غریب یا خنده دار
وقتی کودک شما برای سومین روز متوالی اصرار می کند که لباس آدم فضایی ها را در مهد کودک بپوشد، ممکن است فکر کنید با یک مشکل جدی مواجه شده اید. افراد بزرگسال به قدری با اجتماع ارتباط داشته اند که قادر هستند مرز مشخصی بین محیطهای عمومی و محیطهای خصوصی قائل شوند، مثلا شما می دانید که پیژامه و دمپایی راحتی برای استفاده در داخل منزل مناسب است، اما برای رستوران مناسب نیست، اما کودکان به این صورت فکر نمی کنند. هرگاه در اینگونه مواقع می خواهید کودک را مجبور به انجام کاری بکنید (مثلا بگویید: “لباسهای سیندرلا را همین حالا در بیاور”)، به یاد بیاورید که کودک شما هنوز قادر به درک این محدودیتها نیست و البته لازم هم نیست که چندان نگران طرز لباس پوشیدن کودک خود باشید.

نکات و هشدارها

در پرورش قوه تخیل کودکان، باید به تفاوتهای فردی آنها توجه خاصی نمود. برای مثال، در مورد کودکان پراکنده اندیش، بیان داستانهای تخیلی و در مورد کودکان خیال پرداز، بیان داستانهای واقعی، تأثیر بسیاری دارد؛ چون تخیل و پرورش آن، به نحوی در تمرکز کودک تأثیر می گذارد. هنگامی که کودک پراکنده­ اندیش را به سوی تخیل که لازمه آن تمرکز است، سوق می دهیم، این امر کمک بسیاری به تعمیق تمرکز اندیشه وی می نماید و تا حدی، موجب کاهش پراکندگی فکری می گردد.

تخیل، باید به عنوان یک اهرم و روش، در جهت ایجاد و پرورش خلاقیت استفاده شود؛ چون تخیل و خلاقیت رابطه مهمی با یکدیگر دارند. در واقع با پرورش قوه تخیل توانمندی خلاقیت، ابتکار و نوآوری دانش آموز نیز افزوده خواهد شد.
خلاقیت به معنی نوآوری، ارائه راه حلهای جدید و تازه برای مسائل فعلی است که از طریق قوه تخیل صورت می گیرد.

جان دیویی یکی از مربیان برجسته تعلیم و تربیت، معتقد است از آنجا که خلاقیت نوعی اتلاف وقت است، منفی می باشد.
البته چنانچه تخیل و خلاقیت با هدف همراه باشد و مربی بتواند خیال پردازی را به سمت درستی سوق بدهد، خیال پردازی می تواند مثمر ثمر باشد، اما اگر دانش آموز غرق در تفکرات باشد تخیل هیچ هدفی به همراه نداشته و خیالبافی محض باشد، مسلماً نظر جان دیویی صحیح است.

خیال پردازی را باید به سمت خلاقیت هدایت نمود. یک کودک پیش دبستانی، باید به صورت بهینه از خیال پردازی و تخیلات خود در راستای اهداف آموزشی استفاده کند تا خیالبافی وی مفید باشد. کودک در خیالبافی­ های خود، پدیده­ هایی را که دیده، باز آفرینی می کند.
برای مثال تصور کامپیوتر برای کودک پیش دبستانی روستایی ممکن نیست.

منابع

نی نی سایت

مجله اینترنتی اپن تایم

آموزش و پرورش

No votes yet.
Please wait...

به این مطلب چه نمره‌ای می‌دهید؟

به اشتراک گذاری

درباره نویسنده

شما هم نظر دهید