فیلمساز مولف ایرانی که در سن 76 سالگی درگذشت، متخصص در ساخت نوعی فیلم واقع گرایانه بود و در عین سادگی، یکی از فیلمسازان بزرگ زمانه ما بود. عباس کیارستمی یک فیلمنامه نویس اسرارآمیز بر اساس ظرافت‌های طبیعت انسان و روابط انسانی بود. کارگردانی که داستان‌هایش به نحوی در دنیای واقعی می‌گذشت اما از جنس دنیای واقعی نبود و از لحاظ معنایی و عاطفی در سطحی بالا قرارداشت و مملو از آرامش و مراقبه بود. سینمای او، اغلب راجع به دنیای معصوم کودکان بود.

۱

کیارستمی به کشور خود وفادار بود و هرگز تن به تبعید نداد.اما این بدان معنا نیست که او از سیاست به دور بود. او فیلم بنیادین مینیمالیستی ده را در سال ۲۰۰۲ ساخت که از دو دوربین ثابت در یک ماشین برای نمایش رانندگی یک زن در حومه شهر استفاده کرده بود و صحبت در این فیلم بر اساس بدرفتاری مردان نسبت به زنان است. این فیلم در حقیقت تصویر ساده ای از یک زن است و یک بیانیه سیاسی و فمینیستی شرقی است. در فیلم ده، یک زن درون خودرویی نشسته ‌است و در ده سکانس با ده شخص گفتگوهایی انجام می‌دهد و نمایی از زندگی زن امروزی در ایران را نشان می‌دهد.

۲

علاوه بر این، سه گانه خانه دوست کجاست؟ (۱۹۸۷)، زندگی و دیگر هیچ … (۱۹۹۲) و زیر درختان زیتون (۱۹۹۴) که داستانشان در روستای کوکر می‌گذرد، در عین سادگی نشان از خودآگاهی و پیچیدگی کار فیلمساز دارد.
در خانه دوست کجاست، یک بچه مدرسه‌ای متوجه می‌شود که دفتر دوستش را به اشتباه برداشته ‌است. بنابراین از خانه بیرون می‌رود تا او را پیدا کند و دفتر را به او پس بدهد، اما راه دشوار و درازی در پیش است و فرصت اندک.
در فیلم زندگی و دیگر هیچ، سه روز پس از زلزله خرداد ۱۳۶۹ در استان گیلان، پدر و پسری از تهران به منطقه زلزله زده و به جستجوی بابک و احمد احمدپور بازیگران فیلم خانه دوست کجاست؟ می‌روند. به دلیل راه بندان مجبور می‌شوند راه‌های فرعی مختلفی را برای رسیدن به روستای کوکر، محل زندگی پسربچه‌ها طی کنند. پدر و پسر، احمد پورها را تا پایان فیلم نمی بینند اما خبرهایی از سلامت آنها می‌گیرند.
و در فیلم زیردرختان زیتون، در روستایِ کوکر، حسین به خواستگاریِ دختری به‌نامِ طاهره می‌رود. چون خانه ندارد به او پاسخِ منفی می‌دهند. همان شب زلزله تمامِ مردم را بی خانه می‌کند. حسین در بی خانمانی خود را با همه یکسان می‌بیند و خوشحال هم هست.

۳

فیلم کلوزآپ کیارستمی در سال ۱۹۹۰، درباره شخصی است که به‌دلیل شباهتش به محسن مخملباف خود را به خانواده ای به‌عنوان محسن مخملباف معرفی می‌کند و به بهانه ساختن فیلم به خانهٔ آن‌ها راه می‌یابد.

۴

فیلم باد ما را خواهد برد (۱۹۹۹)، درباره یک گروه فیلمسازی است که برای ساخت فیلمی با موضوع مراسم سوگواری محلی از تهران به روستاهای کردنشین سیاه‌دره و شاهپورآباد در کرمانشاه می‌روند و در انتظار مرگ پیرزنی در حال احتضار می‌مانند.

۵

فیلم کیارستمی میتواند گاهی اوقات گیج کننده و حتی طاقت فرسا باشد. اما همیشه فریبنده و کاملا متمایز است. شاهکار فراموش‌نشدنی طعم گیلاس(۱۹۹۷)، درباره مردی میانسال است که قصد خودکشی دارد و قبرش را در کنار درختی کنده است. او می‌خواهد قرص‌های خوابش را یک جا بخورد و شب در این قبر بخوابد. او دنبال کسی است که پس از مرگش، صبح فردا روی جسد او خاک بریزد. در مسیری که برای یافتن چنین کسی پیش می‌گیرد با افراد مختلفی رو به رو می‌شود. در فیلمبرداری، او یکی از شخصیت‌ها را نشان می‌دهد که پرسشی مطرح می‌کند و به سادگی دوربین روی صورت کسی می‌رود که به حرفهایش گوش می‌کند و پاسخ می‌دهد. این تکنیک عجیب و غریب و زیبا، بخشی از روش آشنایی زدایی کیارستمی است. در طعم گیلاس، ما هرگز نمی‌دانیم که چرا شخصیت اصلی می‌خواهد به زندگی خود خاتمه دهد. این فیلم هیچ غم و اندوه و یا همدلی را به مخاطب القا نمی‌کند. نکته اینست که او فقط می‌خواهد بمیرد. او در صدد محو خود است و در این تلاش، درگیر این کمدی دردناک می‌شود که کسی را پیدا کند که او را دفن کند. این فیلم با هر کسی که به شدت از افسردگی رنج می برد صحبت می‌کند. قابل مقایسه با کار مایکل هنچارد به نام شهردار کاستربریج است که شخصیتی را توصیف می‌کند که در یک عذاب عامرانه است و می‌خواهد هیچ کس او را به یاد نداشته باشد.

۶

برخی از فیلم های بعدی کیارستمی در خارج از ایران ساخته شد. یک از این فیلم ها، (کپی برابر اصل) فیلمی به نویسندگی و کارگردانی عباس کیارستمی و محصول سال ۲۰۱۰ است و ژولیت بینوش و ویلیام شیمل بازیگران اصلی آن هستند. وقایع فیلم در ایالت توسکانی ایتالیا می‌گذرد. داستان فیلم پیرامون صاحب یک گالری هنری (ژولیت بینوش) و نویسنده‌ای که او به تازگی با وی آشنا شده (ویلیام شیمل)، می‌گذرد.

۷

فیلم مثل یک عاشق، فیلمی ژاپنی-فرانسوی محصول سال ۲۰۱۲ درباره شخصی جوان و زیباست که توسط آکادمی سالمندان پذیرفته شده است: این فیلم یک فیلم جذاب اما به طرز عجیبی ناتمام است.

۸

در آغاز فیلم باد ما را خواهد برد، ما گروه فیلمبرداری درماشین در میان چشم اندازی وسیع در حال رانندگی می‌بینیم. یک راه طولانی و پر پیچ و خم و یک تک درخت. این یک صحنه اشتراکی است که کیارستمی در طعم گیلاس نیز به کار برده است. آنها مسیر را در جست وجوی یک روستا گم می‌کنند که فکر می‌کنند نزدیک درخت است. کیارستمی خود در این لحظه شعری را از سهراب سپهری زمزمه می کند. این لحظه، یک لحظه شاعرانه، روحانی و آرام است و در عین حال با پیچ و تاب و کنایه همراه است. این سینما، سینمایی شاعرانه است که خود کیارستمی خالق آن است.

منابع

Guardian

No votes yet.
Please wait...

به این مطلب چه نمره‌ای می‌دهید؟

به اشتراک گذاری

درباره نویسنده

کارشناس ارشد مهندسی کامپیوتر، نرم افزار است. به عنوان تحلیلگر و طراح نرم افزار فعالیت می‌کند. هم‌اکنون ساکن تهران است و علاقمند به نوشتن در مورد دانسته‌هایش با دیگران.

شما هم نظر دهید