رنگ، بو، طعم و یا کالری ندارد، اما آب یکی از عناصر حیاتی برای همه ی اشکال زندگی است. انسان، حیوان و یا گیاه بدون آن قادر به زندگی نیست. از فیل گرفته تا باکتری ها به آب نیاز دارند و هیچ چیز جایگزین آن نمی شود. برای سالم ماندن، انسان باید 2.5 لیتر آب از مواد غذایی و آشامیدنی دریافت کند. بدون آب زندگی هیچ معنایی ندارد. اما بحران آب به معضلی بزرگ در اغلب جاهای دنیا تبدیل شده است.

با بروز بحران آب باید دانست که بدون آب، امکان رشد و پرورش دام و کشت زمین وجود ندارد. هیچ نوع ماده ی غذایی بدون آب به وجود نمی آید. خوشبختانه، مقدار زیادی آب بر روی زمین وجود دارد: از فضا، سیاره ی آبی ما را می توان آب، نه زمین، خواند. اگر قرار بود کل آب موجود به طور منظم سطح زمین را پوشش دهد، تمام سیاره با اقیانوسی به عمق ۲٫۵ کیلومتر (۱٫۵ مایل) پوشیده می شد. تمام خشکی های سطح زمین به اندازه ی اقیانوس آرام است.

اما این حجم آب به کار بشر نمی آید. بیشتر آبها در دریا قرار دارند و آب دریاها شور است. انسانی که آب دریا را بنوشد از کم آبی بدن خواهد مرد زیرا بدن نمی تواند نمک اضافی را دفع کند. محصولات کشاورزی را نمی توان با آب شور دریا آبیاری کرد و در صورت استفاده از آن در صنعت، هر نوع ماشینی به سرعت اکسیده می شود. از سوی دیگر هزینه ی حذف نمک از آب دریا بسیار گران تمام می شود.

آب های قابل استفاده

تنها ۳ درصد از آب زمین شیرین است. تقریبا تمام آب شیرین (۹۹٪) در یخچالهای طبیعی و قطب ذخیره شده اند. پس بنابراین بشر تنها به ۱ درصد از این آب دسترسی دارد. با این حال حتی همین ۱٪ هم، اگر به صورت یکنواخت توزیع شود و به شکل عقلانی استفاده شود، برای حفظ جمعیتی دو تا سه برابر جمعیت فعلی بشر کافی است.

مقدار آب بر روی زمین بسیار ثابت است. این همان آبی است که دایناسورها نوشیده اند و تا به حال وجود داشته و از این به بعد هم وجود خواهد داشت. آب بر روی زمین دائما در حال چرخش بین اقیانوس، جو و زمین است. اما در بسیاری از مناطق آب منبعی کمیاب است.

در کشورهای توسعه یافته، آب به راحتی از شیر آب در دسترس قرار دارد. این شرایط را با کشورهای آفریقایی مقایسه کنید که در ان نزدیک ترین منبع آب رودخانه ای در چند کیلومتری است که حدود ۴ ساعت در روز صرف رفت و برگشت از آن برای دسترسی به آب می شود. یک ساعت هم صرف فیلتر کردن انگل های موجود در آن می شود و در نهایت در سه ظرف ریخته می شود: یکی برای آشامیدن، یکی برای استفاده در خانه و یکی برای شستشو. برای شستشوی لباس ها، زنان باید به رودخانه بروند. حالا مقدار خسارت اقتصادی را که خانواده به علت رفت و آمد زن در تمام طول روز برای آوردن آب متحمل می شود، برآورد کنید.

سرانه آب در قاره های مختلف

توزیع آب یکسان نیست. در حالی که آسیا تنها ۳۶ درصد از دریاچه ها و رودخانه های جهان را دارا است، ۶۰ درصد از جمعیت جهان را در خود جای داده است. در عوض، در کنار رودخانه ی آمازون که معادل ۱۵ درصد از آب رودخانه های جهان را دارا است، تنها ۰٫۴٪ از جمعیت جهان زندگی می کنند و از آب آن استفاده می کنند.

اب و هوای زمین نیز تفاوت زیادی دارد: در حالی که برخی مناطق در تمام طول سال خشک هستند، برخی دیگر تنها دوره های کوتاهی از خشک سالی را تجربه می کنند. اما بشر بر همه ی عوامل تشدید کننده ی بحران آب تاثیرگذار است: جنگل زدایی، کشاورزی بیش از حد و چرا منجر به بیابان زایی می شود. این عوامل مقدار نور منعکس شده به اتمسفر را افزایش می دهد که باعث گرم شدن زمین، پراکنده شدن ابرها و کمتر شدن باران می شود.

مقادیر زیادی از بارش باران در مناطق جنگلی به دلیل آب تبخیر شده از پوشش گیاهی است. پوشش گیاهی مانند یک اسفنج بزرگ در جذب و حفظ رطوبت عمل می کند. هنگامی که درختان و بوته ها قطع می شوند، مقدار آب لازم برای تشکیل ابرها کاهش می یابد.

بحران آب

بحران آب؛ هر روز بدتر از دیروز

یک چیز قطعی است: بحران آب شدید تر شده است. کمبود آب، اقتصاد و سلامت مردم را در ۸۰ کشور جهان تهدید می کند. ۴۰ درصد از جمعیت جهان به آب تمیز و یا شرایط بهداشتی دسترسی ندارند.

کشورهای توسعه یافته از طریق بودجه برای ساخت سد، فن آوری هزینه بر برای بازیافت آب و حتی نمک گیری آب دریا بحران آب را مدیریت کرده اند. اما کشورهای در حال توسعه نمی توانند این کار را بکنند. آنها باید بین مصرف عقلانی آب و کاهش تولید مواد غذایی و استفاده مجدد از آب تصفیه نشده که موجب بیماری می شود یکی را انتخاب کنند. و در حال حاضر نیاز به آب در حال افزایش است. این امر با افزایش جمعیت رابطه ی مستقیمی دارد. در سال ۱۹۹۰، ۱٫۲ میلیارد نفر در معرض ابتلا به بیماری در اثر نوشیدن آب آلوده بودند. امروز این عدد بزرگ تر شده است. زیرا میزان بارش با رشد جمعیت زیاد نشده است. در قرن گذشته مصرف آب دو برابر شده و در ده سال آینده می تواند مجددا دو برابر شود که به خودی خود بحران آب را تشدید می کند.

کلانشهرهای لعنتی

رشد کلانشهر در کشورهای در حال توسعه به صورت انفجاری و پر هرج و مرج رخ داده است. مردم فقیر در حاشیه ی شهر در شرایطی فاقد بهداشت زندگی می کنند. با توجه به عدم لوله کشی در این مناطق آنها باید آب، اغلب کثیف، را از فروشندگانی بخرند که پول زیادی هم درخواست می کنند. رشد جمعیت به معنای رشد نیاز به مواد غذایی نیز هست. این امر نیاز به آب را افزایش می دهد، زیرا کشاورزی باید با نیاز مردم به غذا رقابت کند.

در کنار همه ی مسائل مربوط به بحران آب، موضوع دیگری نیز باید اضافه شود: آلودگی. در حال حاضر بسیار از رودخانه های جهان رودخانه های مرگ هستند. فاضلاب های صنعتی و شهری بسیاری از شهر به آنها ریخته می شوند و بسیاری از این رودخانه ها از چشمه تا دهانه آلوده هستند. تمام رودخانه های کشورهای در حال توسعه آلوده به فاضلاب های صنعتی هستند. ۸۰ درصد از رودخانه های روسیه دارای سطوح خطرناکی از مواد شیمیایی و باکتریایی هستند. آب شهری و لوله کشی بسیاری از شهرها با پساب و آفات استفاده شده در کشاورزی آلوده شده است. ساحل بسیاری از شهرهای ساحلی به دلیل تخلیه ی فضولات در آنها بسیار آلوده است.

و هنوز هم ما از اثرات بلندمدت آنچه در آب تخلیه می کنیم آگاهی نداریم. آزمایشات نشان می دهد که استروژن تخلیه شده در آب می تواند بر باروری ماهی و دوزیستان تاثیر بگذارد.

کودکان آسیب پذیرترین افراد در مقابل بحران آب هستند

کودکان؛ آسیب پذیرتر از همه

در هر ۸ ثانیه یک کودک به دلیل بیماری منتقل شده از طریق آب آلوده می میرد. در کشورهای در حال توسعه، ۸۰ درصد از بیماری ها از طریق مصرف آب آلوده منتقل می شوند. پاتوژن منتقله از طریق آب سالانه ۲۵ میلیون نفر را می کشد، مانند بیماری اسهال مرتبط با آمیب، وبا و تب تیفوئید، به خصوص در مناطق استوایی. در سال ۱۹۹۳، ۴۰۰،۰۰۰ نفر از اهالی ویسکانسین، ایالات متحده با مصرف آب آلوده به میکروبی مقاوم در برابر کلر بیمار شدند. در همان سال، در سیستم فاضلاب واشنگتن، نیویورک و میسوری میکروب خطرناکی دیده شد که مردم را مصمم به جوشاندن آب شیر شهری کرد.

جنگ، جنگ و اما جنگ

بحران آب منجر به شرایطی بغرنج و درگیری بین مردم می شود. می توان گفت که آب کالایی تماما لوکس است. مساله ی مهم توزیع آب از رودخانه های بزرگ است. ۴۰ درصد از جمعیت جهان در کنار رودخانه هایی زندگی می کنند که از چندین کشور عبور می کنند، مانند براهماپوترا، سند، مکونگ، نیجر، نیل و تایگر و هر کشور می خواهد بیشترین استفاده را از این آب بکند. بحران آب در کنار افزایش نیاز به آب فقط این مشکلات را تشدید می کند.

چندین راه حل برای رفع بحران آب پیشنهاد شده است. دستگاه های نمک گیر آب دریا، با پمپاژ آب در اتاق های کم فشار و جوش امدن در انجا، نمک را از آب جدا می کنند. آب تبخیر شده و به سوی دیگری هدایت می شود و پشت سر کریستال های نمک را باقی می گذارد. اما این روش بسیار هزینه بردار است و کشورهای در حال توسعه توان استفاده از آن را ندارند.

گفته می شود که یخچالهای طبیعی قطب جنوب در حال ذوب شدن هستند. می توان آنها را با کشتی های مخصوص کشید و به کشورهای خشک نیمکره ی جنوبی رساند. اما مشکل اینجاست که تا به مقصد برسند، نیمی از یخچال های طبیعی ذوب شده اند.

راه حل دیگر رفع بحران آب، استفاده از لایه های آبخوان یا سفره های زیر زمینی است. بدین ترتیب حتی در خشک ترین بیابان ها نیز می توان آب را پمپ کرد. اما این کار هزینه بر است و منجر به کاهش آب زیرزمینی می شود. علاوه بر این، مدت بسیار زیادی طول می کشد تا لایه های آبخوان ها تجدید شوند یا هرگز این اتفاق رخ نمی دهد.

منبع

Softpedia

No votes yet.
Please wait...

به این مطلب چه نمره‌ای می‌دهید؟

به اشتراک گذاری

درباره نویسنده

کارشناس مترجمی انگلیسی از دانشگاه اصفهان و کارشناس ارشد آموزش زبان انگلیسی از دانشگاه کاشان

شما هم نظر دهید