در زندگی روزمره ممکن است ما کلمات گوناگونی را به کار برده و یا با آنها مواجه شویم که در ظاهر گمان می بریم معنی آن را می دانیم، ولی در واقع مفهوم آن کلمه یا عبارت برای ما ناآشناست.
یکی از این کلمات جرأتمندی است.
در این چگونه برایتان از سبک های ارتباطی مختلف مثال آورده ایم تا کمی با آنها آشنا شوید.
جرأتمندی یکی از سبک های ارتباطی انسان ها است.

گام ۱

سلامت روان، مهارت های زندگی و هوش عمده کلمات روان شناختی هستند که به کرات طی گفتار روزمره توسط ما به کار گرفته می شوند، ولی احتمال کمی دارد که ما با آگاهی به مفهوم و معنی شان آنها را به کار گیریم. یکی دیگر از این کلمات مبهم جرأتمندی است؛ احتمالا با شنیدن کلمه ی جرأتمندی، کلمات دیگری نظیر قاطعیت، جسارت، دلیری، بی باکی، شجاعت، نترس بودن یا بی مهابا بودن به ذهنمان آمده و گمان ببریم که می دانیم جرأتمندی چیست. حال آنکه جرأتمندی به لحاظ مفهومی با کلمات اشاره شده تفاوت دارد.

گام ۲

‎ بیان افکار، عقاید، برداشت ها یا احساساتی که فرد نسبت به یک رفتار، یک موضوع یا یک موقعیت داشته و آن را بدون احساس نگرانی و ترس از عواقب مطرح کردن آنها، به زبان آورد، جرأتمندی تعریف می شود. واقعیت این است که این تعریف نیز می تواند برداشت های متفاوتی را ایجاد کرده و بر این اساس هر کسی «از ظن خود» جرأتمندانه رفتار نماید. شاید لازم باشد که به منظور پرداختن دقیق تر به مفهوم جرأتمندی به این نکته اشاره شود که در وهله ی اول جرأتمندی «سبکی ارتباطی» است. وقتی که از سبک ارتباطی سخن به میان می آید، منظور شیوه ای است که ما برای ارتباط با دیگران به کار می بریم. از این رو «درک مفهومی» جرأتمندی می طلبد که در ابتدا به انواع سبک های ارتباطی بپردازیم.

گام ۳

پیش از خواندن ادامه ی مطلب پاسخ خود را به این سؤال یادداشت کنید که به نظر شما ما آدمیان در زندگی روزمره خود و در ارتباط با دیگران از چه دسبک هایی استفاده می کنیم؟

گام ۴

‎ انواع سبک های ارتباطی

سبک ارتباطی پرخاشگرانه
سبک ارتباطی پرخاشگرانه و یا به اختصار «ساپ» سبکی است که فرد در مراودات اجتماعی و موقعیت های ارتباطی همیشه حق را به خود داده و برای برآورده کردن آن از هیچ عملی فروگذار نمی کند. بدین ترتیب افرادی که سبک ارتباطی پرخاشگرانه را به کار می گیرند، هرگاه حقی از آنها ضایع شود (یا گمان برند که ضایع شده) به منظور دستیابی به حق خود بدون در نظر گرفتن حقوق انسانی طرف مقابل، هر شیوه ای را به کار می گیرند تا به حق خود برسند. اهانت و بی احترامی، تهدید و دروغ، از بارزترین ویژگی های افراد پرخاشگر است. برای مثال وقتی راننده ی تاکسی از ما کرایه ی زیادتری می گیرد و ما سر او داد می زنیم، در خودرو را محکم می بندیم و یا تهدیدش می کنیم که از او شکایت خواهیم کرد؛ در سیلاب سبک ارتباطی پرخاشگری خود گیر افتاده ایم.

گام ۵

سبک ارتباطی منفعلانه
سبک ارتباطی منفعلانه و یا به اختصار «سام» سبکی است که فرد در مراودات اجتماعی و موقعیت های ارتباطی همیشه حق را به طرف مقابل داده و برای گرفتن حق خود هیچ واکنشی نشان نمی دهد. اعتماد به نفس پایین، کم رویی، و احساس گناه از بارزترین ویژگی های افراد منفعل است. برای مثال وقتی راننده ی تاکسی از ما سهوا یا عمدا کرایه ی بیشتری می گیرد و ما هیچ واکنشی نشان نمی دهیم و بعضا تشکر هم می کنیم؛ در باتلاق سبک منفعلانه خود گرفتار شده ایم.

گام ۶

سبک ارتباطی منفعلانه-پرخاشگرانه
سبک ارتباطی منفعلانه-پرخاشگرانه یا به اختصار «سامپ» سبکی است که فرد چون نمی تواند در موقعیت های ارتباطی و مراودات اجتماعی برای احقاق حق خود مستقیما واکنشی نشان دهد، پرخاشگری خود را به شکلی منفعلانه منتقل می کند. غیبت و بدگویی بارزترین ویژگی این سبک است. در مورد مثال بالا ما در مواجهه ی مستقیم با موقعیت هیچ واکنشی نشان نداده ولی او را در دل نفرین کرده و یا در گفت و گوها راننده های تاکسی را افراد بدی به تصویر می کشیم؛ در مرداب سبک منفعلانه-پرخاشگرانه در حال پلاسیدن هستیم.

گام ۷

‎ سبک ارتباطی جرأتمندانه
سبک ارتباطی جرأتمندانه یا به اختصار «ساج» سبکی است که فرد در مراودات اجتماعی یا موقعیت های ارتباطی برای احقاق حق خود دارای چارچوب و ضوابطی است که با ممارست به آنها تسلط یافته است. انصاف و ارزش قائل شدن برای آدمی، برزترین ویژگی های این سبک است. در مورد مثال راننده ی تاکسی ما در ابتدابا لحنی مؤدبانه به او می گوییم: «ببخشید! کرایه ی من … تومان می شود.» اگر او پذیرفت، که مسئله حل شده است؛ ولی اگر او تصمیم داشت ما را مجاب کند که اشتباه می کنیم، در جواب خواهیم گفت: «من مطمئن هستم که کرایه این مسیر … تومان است» (اگر مطمئن هستیم). اگر وی پذیرفت، که مسئله حل شده است ولی اگر به شکل های گوناگون بر این مسئله اصرار ورزید، احتمالا جای گفت و گویی باقی نمی ماند. پس جمله ی آخر ما این خواهد بود که: «ظاهرا شما و من در این مورد اختلاف نظر داریم. به نظرتان اشکالی ندارد که من پلاک شما را یادداشت کنم و از تاکسیرانی در این مورد مشورت بگیرم؟» اگر وی پذیرفت که مسئله حل شده است؛ ولی اگر پا را روی پدال گذاشت و رفت، ما به سرعت پلاک را یادداشت کرده و در اولین فرصت با تماس با تاکسیرانی مسئله را پیگیری می کنیم. فقط در این صورت است که ما در دریای سبک ارتباطی جرأتمندانه، روز به روز بر توانمندی خود خواهیم افزود.

گام ۸

‎روشن است که اگر در اولین فرصت شروع به مطالعه در مورد سبک های ارتباطی اشاره شده نمایید؛ اطلاعات بیشتری خواهید یافت ولی از آنجایی که این نوشتار در مورد جرأتمندی است پس لازم است بیشتر به آن پرداخته شود.
پیش از آنکه به ادامه ی مطلب بپردازید شاید جواب دادن به سؤال های زیر باعث شود آگاهی تان نسبت به سبک ارتباطی تان افزایش یابد: چهار موقعیت ارتباطی را به یاد آورده و نوع سبک ارتباطی خود را در هر یک تعیین کنید.
حتی اگر در یک موقعیت از «ساج» خود بهره گرفته اید دارای این توانمندی هستید که میزان جرأتمندی خود را به تدریج افزایش دهید؛ ولی در صورتی که سبک ارتباطی شما در چهار موقعیت اخیر زندگی روزانه تان محدود به سبک های غیر جرأتمندانه ای نظیر پرخاشجویی، منفعلانه برخورد کردن و یا پرخاش غیر مستقیم است؛ لازم است که حتما وقت بیشتری صرف کنید؛ چرا که اگر وضع به همین شکل ادامه یابد، متأسفانه حتما به لحاظ جسمانی یا روان شناختی آسیب خواهید دید.

گام ۹

‎تعریف رفتار جرأتمندانه و سایر سبک های ارتباطی را ارائه دادیم؛ اما اگر ندانیم جرأتمندی از چه اجزایی تشکیل شده صرف تعریف ارائه شده نمی تواند مانع سوءتعبیرها شود. اگر جرأتمندی را به تابلویی تشبیه کنیم، اجزای جرأتمندی قاب و چارچوب تصویر جرأتمندی هستند که به آن تشخص می دهند.

گام ۱۰

‎احترام
اولین جزء «ساج» محترمانه رفتار کردن است. به طور مشخص، منظور از محترمانه رفتار کردن نظارت بر این است که «چه» می گوییم و «چگونه» می گوییم. به عبارت دیگر ما در «ساج» چه به لحاظ «کلامی» و چه «غیر کلامی» محرمانه واکنش نشان می دهیم. از لحاظ کلامی، در لغتنامه ی ذهنی فرد جرأتمند روی بسیاری از کلمات خط قرمز کشیده شده است، به این معنی که در گفت و گوهای زندگی روزمره، خود را مقید کرده است که آنها را به کار نبرد. علاوه بر این، فرد جرأتمند مراقب تن صدا، لحن کلام، حالت های چهره، حرکات دست، وضعیت بدنی و فاصله ی فیزیکی خود نیز هست.
به منظور اهمیت احترام در «ساج» در نظر بگیرید که شما کارمند بانک هستید و دوستی به شما تلفن کرده و شما در حال صحبت با او هستید، که مشتری از آن طرف باجه با لحنی مؤدبانه، آرام و شمرده به شما می گوید:«ببخشید! ممکنه کارم رو راه بیاندازید؟» به احتمال زیاد شما در مواجهه با این گونه مشتری ها، صحبت خود را کوتاه کرده و با یک معذرت خواهی، کار او را انجام می دهید. حال در نظر بگیرید مشتری با لحنی طلبکارانه شما را این گونه مورد خطاب قرار می دهد: «آقای محترم بهتر نیست به جای صحبت های نا به جا در محل کار، کار ارباب رجوع را انجام دهید؟» در مواجهه با این مشتری احتمال اینکهشما هم «ساج» خود را به کار گیرید، به حداقل ممکن می رسد. فراموش نکنیم در مراوات اجتماعی، احترام، احترام می آفریند.

گام ۱۱

صداقت
دومین جزء «ساج»، این است که راوی دقیقی از یک موقعیت، چالش، یا بگو مگوی ارتباطی باشیم. یعنی مراقب باشیم آگاهانه یا ناآگاهانه در این گونه موقعیت ها، به نفع خود یا به ضرر طرف مقابل، وقایع را تحریف یا مخدوش نکنیم. غلو کردن در توضیحات و یا کم رنگ کردن توضیحات هر دو دال بر آن است که اصل مهم صداقت به کار گرفته نشده است. در سه سبک غیر جرأتمندانه یعنی «ساپ» (سبک ارتباطی پرخاشگرانه)، «سام» (سبک ارتباطی منفعلانه) و «سامپ» (سبک ارتباطی منفعلانه-پرخاشگرانه) اصل صداقت به راحتی مخدوش می شود. از آنجایی که افراد پرخاشگر همیشه حق را به خود می دهند، پس وقتی که با مشکلی ارتباطی مواجه می شوند، برای خود و دیگران، موقعیت را به گونه ای به تصویر می کشند که خود برنده ی بی چون و چرای موقعیت باشند. اگر ما پدری باشیم که به «ساپ» آلوده شده است، و اگر فرزندمان یکی از وظایف خود را آن طور که ما مد نظر داریم انجام نداده باشد، با فریاد به او خواهیم گفت: «تو هیچ کاری بلد نیستی؛ حیف این همه پولی که صرف تو می کنم» حال آنکه قضیه اصلی این است که فرزندمان در یکی از درس هایش تجدید شده است.
بدین ترتیب افراد منفعل و منفعل-پرخاشگر نیز هر یک به نوعی صادقانه رفتار نمی کنند.
دروغ شایع ترین رفتاری است که اصل صداقت را نغض می کند؛ در نظر بگیریم در محل کارمان با یکی از همکارانمان حرفمان شده، او شب به منزل ما زنگ می زند و ما رغبتی به صحبت با او نداریم. پس به یکی از اعضای خانه می گوییم: «بگو خانه نیستم».

گام ۱۲

آگاهی به حقوق فردی خود
فردی را در نظر بگیرید که به خودش حق اشتباه کردن ندهد. هر وقت کسی از او خواسته ای داشت، بدون میل و رغبت شخصی آن خواسته را برآورده کند و حق تغییر نظری را برای خودش قائل نشود. این حق را برای خود در نظر نگیرد که اوست که باید برای زندگی خود تصمیم بگیرد، نداند که می تواند فقط زمان هایی را به خودش اختصاص دهد، نداند که این حق اوست که چار چوب ارزشی خود را حفظ کند و … به نظر شما زندگی این فرد چگونه خواهد بود؟
جوانی را در نظر بگیرید که دارای این گونه ویژگی هاست؛ آیا این امکان وجود دارد که وقتی در مواجهه با اصرار هم سن و سالانش قرار گرفت، سیگار را از دست آنها بگیرد و خود را در معرض آسیب جسمی جدی قرار دهد؟ (در غرب، الکل ماده ی دروازه ای محسوب می شود، بدین معنی که نوجوان با مصرف آن وارد دنیایی از دیگر مواد مخرب اعتیادآور می شود، حال آنکه در کشورما این ماده عمدتا سیگار است.) براین اساس می توان سبک ارتباطی افراد منفعل و منفعل-پرخاشگر را تبیین نمود بدین صورت که یا آنها حقوق فردی خود را کشف نکرده اند و یا اینکه اگر کم و بیش به آن آگاهی دارند؛ فاقد مهارت های لازم برای حفظ آن هستند. حال آنکه فردی که در تلاش است تا در بیشتر موقعیت های اجتماعی از «ساج» خود استفاده کند بنا به طی مسیر خودآگاهانه ای که برای خود در نظر گرفته است، مدام در حال کشف حقوق خود و افزایش توانایی برای حفظ آنهاست.

گام ۱۳

آگاهی به مسئولیت های فردی
اگر ما در مراودات اجتماعی حقی برای خود قائل هستیم، پس بدیهی است که لازم است همین حق را برای دیگران هم مد نظر قرار دهیم. مسئولیت پذیری دقیقا به همین معناست که ما چقدر حقوق فردی دیگران را پذیرفته، به آن احترام گذاشته و آن را مخدوش نمی کنیم. مطمئنا شما می دانید از میان چهار سبک ارتباطی ارائه شده کدام یک نه تنها حقی برای دیگران قائل نمی شود، بلکه آگاهانه یا ناآگاهانه در صدد تخریب و بی احترامی به حقوق فردی دیگران هم هست.
وقتی که ما به فردی بی احترامی می کنیم (چه کلامی و چه غیرکلامی) هر چقدر هم که در آن موقعیت حق با ما باشد؛ آشکارا حق فردی طرف مقابل را نادیده گرفته ایم. شاید در موقعیت های رانندگی با این وضعیت مواجه شده باشید که در خیابان یک طرفه ای که حق تردد با شماست، خودرویی از مقابل آمده و راه شما را سد کرده است. همین که شما دست خود را روی بوق بگذارید و بیش از سه ثانیه بوق بزنید، مسئولیت خود را در قبال عابران پیاده، دیگر راننده ها و ساکنان خانه های مجاور خیابان فراموش کرده اید. ما آدمیان هر گاه مسئولیت خود را در برابر حقوق فردی دیگران فراموش کنیم بی شک مغلوب پرخاشگری شده ایم.

گام ۱۴

بر اساس اجزاء تعریف شده، اگر می خواهید سبک ارتباطی خود را سبک-سنگین کرده و متوجه نوع آن شوید، پاسخگویی به این چهار سؤال می تواند خودآگاهی شما را در جهت جرأتمندی افزایش دهد:
– آیا رفتار و گفتار من در موقعیت، محترمانه بود؟
– آیا گفتار و رفتار من در موقعیت، صادقانه بود؟
– آیا در آن موقعیت من به حقوق فردی خود آگاهی داشته و سعی در حفظ آن کردم؟
– آیا در آن موقعیت من به حقوق فردی طرف مقابل آگاهی داشته و سعی در حفظ آن کردم؟
بدین ترتیب اگر پاسخ شما به همه ی سؤال های بالا مثبت باشد، «گو شاد بزی که خوش جهانی داری» ولی اگر حتی یک پاسخ منفی داشته باشید، بدانید و آگاه باشید که سبک شما غیرجرأتمندانه بوده؛ که می تواند پرخاشگرانه، منفعلانه یا منفعلانه-پرخاشگرانه باشد.

گام ۱۵

همان طور که اشاره شد احترام، صداقت، آگاهی به حقوق فردی خود و طرف مقابل قاب تابلوی سبک ارتباطی جرأتمندانه است. قطعا هر تابلویی تصویری نیز دارد، براین اساس می توان گفت هر چیزی که می گوییم و هر شیوه ای که در شیوه ی بیان گفته های ما در موقعیت های ارتباطی وجود دارد، شکل دهنده ی مفهوم جرأتمندی خواهد بود. اینکه آیا جمله ای که به زبان می آوریم جرأتمندانه است یا خیر، به این برمی گردد که آیا دارای چهار ویژگی اشاره شده هست یا خیر.

گام ۱۶

جالب است که بدانید به گفته ی آموزشگران مهارت های زندگی و روان درمان گران، بسیاری از اوقات که از شرکت کنندگان در کارگاه های آموزشی و یا فرد مراجعه کننده به مرکز مشاوره پرسیده می شود که جرأتمندی چیست؛ بسیاری از آنها با بالا بردن تن صدای خود حالت چهره ای مشخص می گویند: «یعنی توانایی نه گفتن»، حال آنکه توانایی نه گفتن فقط یکی از مصداق های «ساج» است. در واقع باید بر این نکته تأکید شود که جرأتمندی، سبکی است که تمامی ابعاد فکری، احساسی و رفتاری ما را به تکاپو می کشاند و بنا به همین دلیل است که ظرافت های بیشماری در آن وجود دارد و این ظرافت ها به اندازه ای پرتعداد است که مهارت در آنها یک عمر ممارست بی وقفه می خواهد.

منابع

شماره ی ۴۴ ماهنامه ی سپیده دانایی

Rating: 5.0. From 1 vote.
Please wait...

به این مطلب چه نمره‌ای می‌دهید؟

به اشتراک گذاری

درباره نویسنده

شما هم نظر دهید